محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

125

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

تو را از گمراهى و سرگشتگى رهايى بخشم ، آنگاه باز براى سومين بار او را از پرستش غير خدا بر حذر داشت و گفت : شيطان كه از خداى صاحب تمامى نعمتها سر پيچيده تو را بر آن داشته كه بتها را بپرستى و اين پرستش را برايت آراسته جلوه داده است و تو در حقيقت او را مىپرستى . آنگاه در نوبت چهارم او را از سرانجام كار و و بال كردارش بيم داد ، اين بار نيز با مراعات ادب ، چنان كه به روشنى نگفت كه كيفر و عذاب او را فرو خواهد گرفت ، بلكه با تأمّلى كه تخفيف و تقليل را مىفهماند گفت : از آن بيمناكم كه عذابى به تو برسد ، تو گويى كه گفت ، من مىترسم كه قدرى از عذاب خداى رحمان به تو برسد . چنان كه قبول ولايت شيطان [ توسط پدر ] و ورود او را به ميان دوستان و پيروان شيطان ، بدتر و بزرگتر از عذاب جلوه داد ، چنان كه دستيابى به خشنودى خداوند نيز از اصل پاداش او بهتر است . همچنين هر بار كه نصيحتى در ميان آورد ، با لفظ ( يا ابت ) آغاز كرد تا با اين كار دل او را بدست آورده و توجهش را جلب كند ، و اينكه بفهماند كه احترام پدر واجب است اگر چه كافر باشد « 1 » . امّا نبايد از نظر دور داشت كه اختلاف ميان آن حضرت و پدرش بسى ريشه‌اى بود و هر چند پدرش با ناخوشى و بيم و تهديد با دعوت برخورد مىكرد و حتى به فرزندش دستور داد تا زمانى كه از خدايان پدرش رويگردان است از او دورى گزيند چرا كه اميدى نمىرفت كه به توافق برسند . امّا ابراهيم بردبار هرگز خشمگين نشد و از نيكى و مهربانى و ادب با پدرش دست بر نداشت آرى ابراهيم ( ع ) تهديد پدرش را - نه با جدال و آزار - بلكه با عبارت « سلام عليك » پاسخ گفت و نه با تهديد و ترساندن ، نيز به او وعده داد كه : از خداوند خواهم خواست كه تو را بيامرزد و كيفر تو را آن قرار ندهد كه همواره در گمراهى و دوستى با شيطان بر جاى بمانى ، بلكه به تو رحمت آورد و تو را هدايت كند ، كه خداوند به من وعده داده است كه مرا گرامى بدارد و دعايم را اجابت كند ، و اگر آنكه در كنارت باشم و تو را به ايمان فرا خوانم ، مايهء آزردگى توست ، از تو و قومت و خدايانى كه به جز خداوند مىپرستيد ، كناره مىگيرم و تنها خدا را مىخوانم و از آن روى كه تنها از او حاجت خواسته‌ام ، اميدوارم كه مرا سخت دل نگرداند « 2 » . ابراهيم ( ع ) زمانى طولانى براى پدرش آمرزش خواست ، حتى پس از آنكه به شام هجرت كرد و پس از آنكه مسجد الحرام را ساخت و حتى پس از آنكه خداوند اسماعيل و اسحاق را

--> ( 1 ) . تفسير نسفى ، 3 / 36 - 37 . ( 2 ) . فى ظلال القرآن ، 4 / 2312 .